تبليغاتX
ياس آبي

ياس آبي

آبي‌ترين نوشته‌هاي يك مردادي
39
ما از نطفه ي دروغ و ننگ نيستيم
چون تجلي عشق در قصه ها
ما،
در رويش اميد
قلب هايمان پيوندي است
و دست هايمان که در هم مي پيچد
سبد هاي سيب پر مي شود


راستي،
کدام تولد حقيقت را منتظريم؟
ما که در روياها، نبوديم
و اگر قصه مي گفتيم
هر چه بود، بوديم!
سبد را بردار و منتظر باش
براي چيدن
                  هرگز دير نيست!

+نوشته شده در یازدهم آبان 1388ساعت15:34توسط Yaass Aabi |
38
 

 

مُرد،مُرد

انعکاس ماه در چشم زمین

زیر و‌ بم های صدا در کائنات

مثل یک دفتر آبی‌،

پُرشده از خط خطی‌های سفید

 

ماند، ماند

یک ستاره با سؤالی کوچک

لابه لای آن‌ ورق‌های سیاه

 

بین آنها پژمرد:

تک شهابی شاعر!

 

 

+نوشته شده در بیست و نهم مهر 1388ساعت14:24توسط Yaass Aabi |
37
 

مثل هميشه با صدا شروع شد
پايان شيشه هاي رو به باد
و بغض تنهاترين سايه ي کشيده
بر روي جاده
هنگام فصل زرد ترانه


خواب تُرد ديوارها
هميشه تعبير داشت
آنجا که خاکستر لبريز آسمان
با غباري از حادثه
آوار شانه هاي من بود


ديگر نجابت باران ريز چشمهايم
به خنده ي مترسک ها نمي آويخت
و کوچ
تعبير گام هاي من بود


مثل هميشه با صدا شروع شد
تکرار گامهاي شيشه اي من!

+نوشته شده در پنجم مهر 1388ساعت18:42توسط Yaass Aabi |
36
 

 

زيان کني اگر تصاحب کني و ناکام آيي اگر بکوشي و بشکني اگر ستيزه کني.
رها کن تا برسي، تسليم شو تا کشف کني،
براي اعتماد کردن خالي شو، پذيرفتن را سرافراز باش،
سخت نمون است و سهل است و چه آسان در پي آن توان شد چرا که آن را از بيرون نداده اند، بل که خود از درون مي شود.
کوشيدن، کارها را بدتر مي کند.
تلاش و تظاهر را چون به کناري نهند.
آن چه خود است، به خود، خودش خواهد شد!
از اين جا بايد آغاز کرد...

برگرفته از کتاب دائو، رابطه 5

+نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1388ساعت12:49توسط Yaass Aabi |
34
 

 

باور او

حتمی بود آنگاه

که تنزیل ماه را

بر تعرّق شاخه هایش

بوییدم

و حتمی بود انکار شب

در ساقه های خوشبخت ترین سایه ی او

و خوب می دانم

 حتمی بود،

خطوط شوم سرنوشت

بر برگهای نازکش

...

من

بر این دامنه ی خشک کوه

آنگاه که شقایقی را بوسیدم،

عاشق شدن حتمی بود!

 

+نوشته شده در چهاردهم مرداد 1388ساعت23:14توسط Yaass Aabi |
33
 

 

در آغوش بی شرم باد

وقتی از سایه می گریختی

تنها محدوده ی سکوت را می شناختی

و با عریان طلایی خویش

تنها به اشک حسرت یاس ها

سلام می دادی

 

شکایتی نیست!

اما با گریز اندوه بار خاطره

در غروبی غریب آلود

گویا مرا از یاد برده بودی

تو

هنوز همان افقی هستی که نور می بارید

پس بی من

به باد رنگ نباز!

 

+نوشته شده در یکم مرداد 1388ساعت13:40توسط Yaass Aabi |
32
 

 

بارها در انتظار ارغوانی تو

در انتهای جهان نشسته ام

و پاهایم را در غروب فرو برده ام!

 

شهاب ها به چشم من

رنگین کمان های بی صبر شب اند

بی رنگ و نمور

 

بگذار باریدنم از تو شروع شود

با تمام آوای ابری اندوه

با تمام انتظار ارغوانی تو

 

در انتهای جهان نشسته ام

و پاهایم را در غروب فرو برده ام

آسمانِ خواب زده،

دست هایش را به پشت پلک های من می کشد

و شب به خیر می گوید!

 

+نوشته شده در بیست و نهم تیر 1388ساعت1:9توسط Yaass Aabi |
31
 

 

شبنم های شرم آگین تو

شب را پر از شایعه کرده است

من تشنه تر از تو

بارها ستایشت را

سرزنش کرده ام بر خودم

که این سوتر از وسواس ثانیه ها

لیسه بر تعرق تند تندیس های سربی

زده ام

موعد مقرری بین ما

نبوده است همیشه

که حادثه پر کرده است گیسوانم را

این سو تر از تو ، تنها

نشسته ام در شب، تشنه

تا باز،

ستایش کنم

این همه سرشاریت را !

+نوشته شده در بیست و پنجم تیر 1388ساعت1:6توسط Yaass Aabi |
30
 

 

 

 

احساس عجیبی نشسته است

با بغض ثانیه

در امتداد دستهای من

بر روی بستر سکوت, شانه های درد

آنجا که بغض باکره ی هر ترانه ام

تا سرخ جاری سروده های مرگ خویش

شلاق می زند غرور را

احساس عجیبی نشسته است

هنگام سایه گریستن

در آینه های برهنه ای

که چشم مات گمشده ای را

در چهارچوب پنجره های نگاه من

و در تبسم همیشه مانده بر سقوط

انکار می کند

من تلخ باور ندامت سکوت را

در پیکری که بغض می خورد احساس می کنم

آنجا که کاغذ لبان باد برده ام

تا هرزه گرد کوچه های سرد بی کسی

آوار می شود

و انهدام سرخ بودنم

بر روی سنگفرش مکرر شده ی روزهای رنج

زنجیر امتداد سایه ای کشیده است

 

در پیکری که بغض می خورد

تکرار اسم پوچ لحظه را

انکار آینه

در هر حضور سرد مشترک

تا امتداد دست های من نشانده است

احساس می کنم

در دست های من

بغض عجیبی خانه کرده است

 

+نوشته شده در شانزدهم تیر 1388ساعت13:33توسط Yaass Aabi |
29
 

الله اکبر!

 

فریادهایمان همه بیهوده بود

صدا تنها میوه ای ست که هرگز نمی رسد

 

+نوشته شده در چهارم تیر 1388ساعت9:6توسط Yaass Aabi |

RSS